اخلاق داوری
78 بازدید
تاریخ ارائه : 7/7/2011 11:38:00 AM
موضوع: حقوق

عدل به معنای داد، گذاشتن هرچیزی در جای بایسته آن، ادای حق هرچیزی آن‌گونه که شایسته آن است و مفهومی مخالف وجود است. عادل کسی است که به حق داوری می‌کند و هرکس که سخن و حکمش مورد رضایت مردم باشد اهل عدالت است. گاه از عدالت به مساوات یاد می‌شود مثلاً وقتی گفته می‌شود که در ترازو وکیل یا میان دو تن عدالت به خرج داد یعنی با مساوات برخورد کرد. 

مفهومی دیگری که تا حدود زیادی به مفهوم عدالت نزدیک بود و گاه در کنار آن استعمال می‌شود مفهوم انصاف است. چنان‌که در عرف مردم رایج است که می‌گویند فلانی اهل عدالت و انصاف است.
  انصاف از ریشه نصف (= نیمه) است. و انصاف به معنای عدالت و اعطای حق است. وقتی گفته می‌شود نسبت به فلانی انصاف به خرج بده، یعنی بسان قمی که برای خود قایل هستی، حق او را ادا کن. گویا شخص منصف کسی است که تنها حق را برای خود قایل نیست، نیمی برای خود و نیمی برای دیگری قایل است.1 مثلاً وقتی کالایی را از فروشنده می‌خرد چنان‌که برای خود مدعی است که کالا تقلبی نباشد یا با قیمت مضاعف و کاذب به او فروخته نشود، نباید انتظار داشته باشد که فروشنده آن را به کمتر از خرید خود یا کمتر از سود متعارف و مورد رضایت طرفین به او بفروشد.
  عدالت یکی از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین رفتاری است که در منش اجتماعی مورد توصیه همه ادیان آسمانی و زمینی و مکاتب اخلاقی است. و برغم آن‌که مفهوم و کارکردهای آن برای همگان شناخته شده است، اما بخاطر دشواری پایبندی به آن، کمتر در رفتارهای اجتماعی اشخاص به چشم می‌آید. حضرت امیر (ع) در این باره گفتاری نغز دارند می‌فرماید:
  «العدل اوسع الاشیاء تواصفاً واضیق الاشیاء تناصفاً. عدالت در مقام توصیف گسترده‌ترین شیء است اما در مقام عمل و پایبندی به آن تنگ‌ترین و دشوارترین شیء است.»
  یعنی از هرکس درباره عدالت پرسش شود آن را می‌ستاید و با عباراتی شیرین و دلنشین آن را توصیف می‌کند اما وقتی پای عمل می‌رسد با هزار زحمت به آن تن می‌دهد.
  زندگی و حکومت کوتاه آن حضرت به‌خوبی این امر را نشان داد. چه، بسیاری از اشخاص که به امام علی (ع) علاقه داشته و خود برای تحقق حکومت امام تلاش‌های گسترده‌ای کردند، اما وقتی امام زمام کار را برعهده گرفت و عدالت را مبنای کار خویش قرار داد و هیچ‌گونه ملاحظات شخصی، طایفه‌ای، فامیلی و...، باندی و... را در عزل و نصب‌‌ها دخالت نداد، شماری از این افراد عدالت آن حضرت را تاب نیاورده و به دربار جورپیشه معاویه پناه بردند. امام در این‌باره این دست از انسان‌‌ها فرمود وقتی کسی عدالت برایش تنگ و غیرقابل تحمل باشد، جور و بی‌عدالتی تنگ‌تر خواهد بود.
  دشواری برتابیدن عدالت از آن جهت است که عدالت شمشیر دو لبه است یعنی چنان نیست که همیشه به نفع انسان داوری کند بلکه عدالت علیه انسان و منافع او حکم می‌داند. به عنوان مثال اگر کسی از همسایه خود بخاطر عدم رعایت اصول بهداشت و نظافت شکایت داشته و به حکم عدالت او را محکوم به رعایت این حق بداند، اگر همسایه دیگرش از او بخاطر عدم رعایت حریم خانه و پارکینگ وسیله نقلیه در برابر منزلش شکایت کند عدالت این همسایه خاطی را محکوم می‌داند.
  از این جهت عدالت را باید نوعی حق‌گرایی دانست که در آن هیچ امر و ملاحظه‌ای خارج از حق و حقیقت دخالت ندارد.
  اقسام عدالت
  عدالت از نظر موضوع و ساحت می‌توان به دو دسته اساسی تقسیم کرد: 1. عدالت اجتماعی، یعنی در رفتار و منش انسان با دیگران اصل عدالت حاکم باشد. به‌گونه‌ای که در تمام عرصه‌‌های تعاملات اجتماعی اعم از عرصه‌های اقتصادی، سیاسی، اجرایی، مدیریتی، فرهنگی و... هواها و امیال شخصی، فامیلی، گروهی و... را دخالت نده و تنها به حقیقت و حق‌خواهی بیاندیشد. 2. عدالت قضایی، یعنی آنجا که قرار است درباره باره دیگران یا کالاهای مادی و معنوی آنان یا میان مشاجرات به داوری بپردازد، اصل عدالت را رعایت کند و بر مبنایی باطل حق را به جانبی خاص جهت نداده و در مقام داوری مرتکب جور و ستم نشود.
  در نگریستن در آیات قرآن در زمینه عدل این دسته‌بندی را تقویت می‌کند. چه، قرآن گاه از عدالت‌گرایی به‌طور مطلق یاد کرده است. نظیر آیه: «اعدلوا هو اقرب للتقوی»2 و آیه «ان الله یامر بالعدل و الاحسان»3 و گاه نیز از عدالت در مقام داوری و قضاوت یاد کرده است. نظیر آیه: «و اذا اقلتم فاعدلوا و لو کان ذا قربی»4 و آیه: «و اذا حکمتم بین الناس أن تحکموا بالعدل»5 پیداست که در دو آیه نخست سخن از مطلق عدالت‌گرایی در رفتار اجتماعی است اما در دو آیه دوم از عدالت در مقام قضاوت و داوری میان مردم یاد شده است.
  عدالت اجتماعی و عدالت قضایی هریک از نظر مخاطبان می‌تواند به چهار دسته تقسیم شود: 1. اشخاص حقیقی، یعنی عدالتی که میان دو دوست یا همکار یا همسایه می‌تواند رعایت یا کنار گذاشته شود. 2. عدالت میان اشخاص حقیقی یا اشخاص یا نهادهای حقوقی. نظیر نوع رفتار و منشی که کارمند یک اداره یا موسسه دولتی خصوصی یا دولتی با شخصی مراجعه کنند. یا به عکس نشان می‌دهد. این رفتار می‌تواند عادلانه یا جائرانه باشد. 3. عدالت میان اشخاص یا نهادهای حقوقی، نظیر عدالت‌گرایی میان دو نهاد یا موسسه دولتی. 4. عدالت ممیان دولت و امّت: آنجا که حکومت‌ها در برخورد با اقشار مختلف اجتماعی و شهرهای مختلف در تمام عرصه‌ها عدالت را پیشه می‌کند یا بنا به ملاحظات غیرالهی میان آنها تبعییض قایل می‌شود.. این امر در نوع برخورد شهروندان با دولت‌ها نیز صادق است.
  نظیر پرداخت مالیات یا گریز از آن که جزو تکالیف شهروندی است.
5. عدالت میان دولت‌ها و در عرصه بین‌المللی؛ در آنجا که پای دولت‌ها به میان می‌آید سخن از عدالت جهانی است. به عنوان مثال گفته می‌شود حق و تو در شورای امنیت به عنوان یک نهاد بین‌المللی مخالف عدالت‌گرایی در عرصه بین‌المللی است. برای روشن شدن جایگاه و اهمیت عدالت مناسب است به بررسی دو قسم عدالت رفتاری و عدالت داوری بپردازیم که به نوبه خود می‌تواند پنج قسم پیشگفته عدالت ناظر به مخاطبان را دربر گیرد. هرچند آنچه در این‌جا بیشتر مطمح نظر است عدالت در سه قسم نخست است.