اخلاق انسانی ، فلسفی ، دینی و اسلامی (خلاصه مباحث جلسه سوم درس اخلاق)
179 بازدید
تاریخ ارائه : 7/7/2011 11:24:00 AM
موضوع: فلسفه

آموزه ها و معارف دینی به سه دسته تقسیم می شوند : 1. اعتقادی    2. اخلاقی   3. فقهی
از جمله شواهد اثبات این تقسیم بندی این است که در روایات سوره ی فاتحه الکتاب به عنوان ام الکتاب معرفی  شده است .  جالب آن که از هر یک از سه نوع گزاره های اعتقادی ، اخلاق و فقهی در آن سخن رفته است.
و در برابر آن ، سوره ی توحید در روایات ثلث قرآن معرفی می شود  . زیرا در آن فقط از توحید و خداشناسی سخن به  میان آمده است (اعتقادات).
نیز در روایتی که کلینی در کافی شریف  آورده ، چنین آمده است : 
« پیامبر (ص) وارد مسجد شد و دید افراد زیادی دور فرد خاصی را گرفته اند .  پرسید :او کیست؟ گفتند: او عالم بزرگی است. پرسید: علم او در چیست؟ گفتند:او همه چیز را درباره ی  هر کس میداند.پیامبر فرمود: این هم علمی است. اما اگر کسی این علم را نداشته باشد،ضرری نکرده  است...آنگاه فرمود: قطعا علم در سه چیز است: نشان استوار ،فریضه ی عادل یا سنت قائم. »
از  این روایت  در می یابیم که :
1. پیامبر (ص) گزاره های دینی را به سه دسته ی عقاید ، اخلاق و فقه تقسیم کرده است .
2. علم اخلاق ، بعد از عقاید و قبل از احکام (فقه)  قرار دارد . بنا بر این جایگاه اخلاق در منظومه گزاره های دینی پس از عقاید و پیش از احکام است .
3. از نکته ی دوم  می توان نتیجه گرفت که رشد و بالندگی در اخلاق بسته به باورها است. به هر میزان به باور دقیق تر باشد و چهارچوب محکم تری داشته باشد ، اخلاق نیز استوارتر است.
تقسیم بندی دامنه اخلاق
اخلاق را از نگاه دامنه آموزه های آن می توان به  چهار دسته تقسیم کرد : 1. اخلاق انسانی ؛ 2. اخلاق فلسفی ؛ 3. اخلاق دینی ؛ 4. اخلاق اسلامی .
به عنوان مثال همراهی و همدلی آدمیان در حوزه اخلاق انسانی قایل تفسیر است . چنان که سعدی می گوید :
بنی آدم اعضای یک دیگرند                                        که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار                                  دگر عضوها را نماند قرار
این دو بیت که بر سر درب سازمان ملل  حک شده ، حوزه ی اخلاق انسانی را در بر می گیرد . مفهوم این بیت آن است که نوع دوستی ربطی به دین و آیین ندارد و انسان بودن شرط لازم و کافی  برای دارا بودن اخلاق انسانی می باشد .
 پس از اخلاق انسانی ، اخلاق فلسفی قرار دارد که در پی دیدگاه های مختلف فلاسفه در طول تاریخ  به تصویر کشیده شده است . 
به عنوان مثال دیوگنس ، از جمله کلبیون در یونان باستان بود. این فرقه با پوشیدن لباس های خشن و استفاده نکردن  از وسایل رفاهی زندگی سختی را می گذراندند و درست مانند سگها زندگی می کردند . بیت ذیل اشاره به یکی از رفتارهای دیوگنس دارد :
دی شیخ همی گشت با چراغ گرد شهر                         کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند گشته ایم ما پیدا می نشود                               گفت آنکه پیدا می نشود، آنم آرزوست
اخلاق دینی ، اخلاقی است که در پی آمدن ادیان به وجود آمده است که در برخی جاها مشترک و در برخی جدا است . مثلا در دین یهود گفته شده که همه ی مردم  به عنوان حیوان و برای خدمت و نکری یهودیان آفریده شده اند ! و فقط آنها انسان هستند و این غیر قابل قبول است و یا در میان برخی از نگرش های اخلاقی در هند بر این نکته تاکید شده که نباید حیوانات را آزار داد، البته این خوب است اما نه در حدّ افراط ! چراکه آنها حتی روی دهان خود را می پوشانند برای اینکه حشره ای وارد دهانشان نشود .
پس از اخلاق دینی ، اخلاق اسلامی  قرار دارد که منظومه خاص خود را دارد . هر چه از حوزه ی اول (اخلاق انسانی) به  سمت اخلاق اسلامی برویم ،  چهارچوب ها دقیق تر میشود و به همین دلیل است که پیامبر (ص) فرمود :
 " همانا من مبعوث شدم تا مکارم اخلاق را کامل کنم. "
در اخلاق اسلامی موردی یافت نمی شود که بتوان به آن ایراد گرفت . مثلا در اسلام غیبت ، دروغ گویی و رباخواری حرام است و حتی در حوزه ای مانند غیبت حد و حدود را هم مشخص کرده است... و می گوید: بسیاری از گمان ها  را کنار بگذارید و نه همه را. زیرا اگر همه ی گمان ها را کنار بگذاریم ، نشانه ی ساده دلی است و با  عقل تناقض دارد...در قرآن حتی مراحل غیبت و تجسس هم پشت سر هم آمده است. چه خوش سرود حافظ :

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم                جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم
عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است                    کار بد بهتر آنکه مطلق نکنیم
رحمت واسعه الاهی 
ای کریمی که از خزانه ی غیب                                 گبر و ترسا وظیفه خور داری
دوستان را کجا کنی محروم                                      تو که با دشمنان چنین نظر داری
 باری ، خدا رحمان و رحیم است. یعنی نسبت به همه بندگان رحمت عام و نسبت به مومنان و صالحان رحمت خاص دارد . حال اگر کسی از نگاه رحمت برخوردار باشد ، حتی نگاه وی نسبت به  کافر و بدکاران ، از روی خشم و انتقام نخواهد بود . زیرا می داند خدا با این عظمت و بزرگی چنین خوان  خود را گسترده است و حتی دشمنان خود را از رحمت عام خود بی بهره نساخته است . پس او هم مانند پیامبر (ص) آنها را به دیده ی  فردی بیمار که نیاز به کمک دارد، نگاه می کند و برای کمک به او می شتابد .